قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2797
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و نود و نهم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه چون سلطان محمّد از ياغى شدن ايلغازى و اتابك طغدكين و اتّفاق ايشان با فرنگ خبر يافت ، صاحب همدان ، امير برسق بن برسق ، را سپهسالار لشكر گردانيده به جنگ ايلغازى و اتابك طغدكين فرستاد و از امراى بزرگ امير جيوش بيگ و امير گنتغدى « 1 » را نيز همراه برسقى فرستاده و به امراى موصل و جزيره حكم شد كه همراهى برسق نموده از سخن و صوابديد او بيرون نروند . القصّه ، چون امير برسق به حدود حلب رسيد ، كس پيش لؤلؤ خادم و شمس الخواص ، كه سپهسالار سلطان شاه بن ملك رضوان بود ، فرستاده پيغام داد كه به حكم سلطان همراهى ايشان نمايند . ايشان جواب درشت فرستادند و كس خود را به دمشق فرستاده اتابك طغدكين و ايلغازى را با خود متّفق ساخته از ايشان امداد خواستند . چون ايلچى لؤلؤ خادم پيش ايشان رسيد ، ايشان اتّفاق اهل حلب را غنيمت دانسته ، فى الحال با دو هزار سوار جرّار متوجّه حلب شده به ايشان ملحقّ شدند . و چون امير برسق بر اين حال اطلاع يافت ، عنان عزيمت به صوب شهر حماة « 2 » كه از جمله ولايت امير ايلغازى بود و اسباب و اموال او در آنجا مىبود منعطف داشته بعد از جنگ و جدل بسيار ، آن شهر را فتح نمود . مدّت سه روز به نهب و غارت آن شهر پرداخت و بعد از سه
--> ( 1 ) . لفظ تركى است مركّب از دو كلمهء گن ( - گون ) به معنى آفتاب و « تغدى » ( - دوغدى ) به معنى زاييد . به احتمال قوى صاحب نام مذكور از بس خوشگل و زيبا بوده نام ( گون دوغدى ) را بر وى نهادهاند . گنتغدى : يعنى آفتاب درآمد . ( 2 ) . هر سه نسخه : جماه . حماة يا حما شهرى است در شمال سوريه بر دو ساحل نهر العاصى . يونانيان اين شهر را « اپيفانيا » مىناميدند ؛ - دايرة المعارف فارسى .